حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 47

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

گذاشته‌اند كه اسم هريك از آنها در جاى خود ذكر خواهد شد و ليكن چون در اين كتاب اسم بعضى از مورّخين يونانى زياد برده مىشود شناختن آنها مقدّمة ولو بطور اختصار لازم است مشهورترين آنها از اين قرارند : 1 - هردوت « 1 » مورّخ يونانى كه پدر تاريخ لقب دارد از اهالى هاليكارناس مستعمره يونانى در آسياى صغير و تبعهء ايران بود مدّت زندگانى او از 484 الى 425 ق . م . است اين مورّخ سياحت‌ها در ممالك مشرق زمين نموده و تحقيقات خود را راجع بتاريخ آنها نوشته است راجع بايران آنچه نوشته اگر از تصحيفى كه در اسامى شده و نيز از قسمتهائيكه افسانه‌هائيرا حاوى است و هرودوت آنچه را كه شنيده ضبط كرده است صرف‌نظر نمائيم و نيز اگر در نظر گيريم كه او بالاخره يونانى و از تسلّط ايرانيها بر وطن او هاليكارناس ناراضى بوده نوشته‌هاى او پر دور از صحت نيست زيرا كتيبه‌هاى داريوش و ساير كاوش‌ها و تحقيقات در اكثر موارد گفته‌هاى او را تأييد مىكند « 2 » 2 - كته‌زياس « 3 » مورّخ يونانى كه طبيب اردشير دوم ( باحافظه ) بود تاريخ ايران و هند را نوشته و ليكن نوشته‌هاى او راجع بايران چندان طرف توجّه نيست مگر قسمتى كه راجع به زمان معاصر او است 3 - كزنفون « 4 » مورّخ يونانى كه از 430 الى 352 ق . م . ميزيست و از شاگردان سقراط حكيم بود تصنيفاتى از خود گذاشته از جمله كتابى است كه در باب عقب نشيني ده هزار نفر يونانى بعد از شكست كوروش كوچك در كونّاكسا نوشته و نيز كتابى در باب تربيت اطفال و جوانان نگاشته كه موسوم به كوروپدى يا ( سيروپدى ) است ( يعنى تربيت كوروش ) زيرا براى مصداق مخيّلات خود كوروش بزرگ را انتخاب كرده . 4 - پلوتارك « 5 » مورّخ يونانى

--> ( 1 ) - HERODOTE ( 2 ) - كتاب او معروف است به « تاريخ دونه كتاب » مورخ مذكور در جائى از كتاب خود راجع بمطلبى گويد : « من آنچه را كه شنيده‌ام مىنويسم ولى مجبور نيستم آن‌چه را كه مىنويسم باور داشته باشم » ( 3 ) - KTESIAS ( 4 ) - XENOPHON - ANABASE ( 5 ) - PLUTARQUE